الشيخ السبحاني

14

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

قيد از قيود طبيعى و رياضى نيست ، ضررى بر ذاتى بودن اين عوارض نمىزند و همگى از مسائل فلسفى به شمار مىروند . « 1 » گويا قيافه واقعى مسائل فلسفى ، يك سلسله تقسيماتى است كه موجود مطلق را به صورتهاى مختلفى قسمت مىكند ، چنان كه مىگوييم : « الموجود إمّا واجب أو ممكن ، و الممكن إمّا جوهر أو عرض و الجوهر إمّا عقل أو نفس أو صورة أو هيولى أو جسم و العرض إمّا كمّ أو كيف أو . . . هكذا » . « 2 » روح اين تقسيم جز آنچه گفته شد چيزى نيست ، زيرا نتيجه اين تقسيم پس از اقامهء برهان ، اين مىشود كه موجود مطلق ، با حدود وجوب و امكان ، حدوث و قدم ، علت و معلول ، وحدت و كثرت ، جوهر و عرض ، عقل و نفس و . . . تعيّن پيدا كرده و حدود و قيود وجود مطلق به شمار مىروند . در واقع مسائل فلسفى مانند : « هل العقل موجود ؟ أو النفس موجود » ؟ به صورت زير بازگشت مىكند كه : « هل الوجود المطلق يتعيّن بهذه المراتب من الوجود ، أو لا » . و اين‌جاست كه گفته مىشود روح بحثهاى فلسفى به شناسايى حدود و قيود موجود مطلق ، بازگشت نموده و چيزى جز آن نيست . « 3 »

--> ( 1 ) . اين رشته از مفاهيم كه در فن اعلى از آن بحث مىشود به صورتهاى مختلفى تعريف شده‌اند ، جامعترين تعريفى كه از قديم الأيام در لسان فلاسفه جارى است ، تعريف زير است : « نعوت كلّية تعرض للموجود من حيث هو هو لا مقيّدا بكونه طبيعيا أو تعليميا أو غير ذلك » . به شرح تجريد نظام الدين قوشچى ، ص 4 ، چاپ تبريز مراجعه شود . ( 2 ) . تعاليق استاد علّامه طباطبائى بر اسفار ، ص 25 . ( 3 ) . اين گفتار از افاضات استاد بزرگوار حضرت امام - رضوان اللّه عليه - است .